من او نیستم
I'm Not Him
جیمی والانتیو با معجزهای نجات یافته است یا حداقل اینگونه تصور میکند. با فرصت دوبارهای که به دست میآورد، جیمی به دیگر بیماران در آستانه مرگ میفهماند که چه یافته است و آنان به طور شگفتانگیزی بهبود پیدا میکنند. جیمی سعی میکند جلوی جلب توجه خود را بگیرد، اما با گسترش خبر جهان به سوی او روان میشود. برخی او را تحسین میکنند، برخی تقلید میکنند و بسیاری آنچه انجام میدهد را خطرناک و ناشایسته میشمرند. هنگامی که یکی از بیماران پس از پیروی از نصیحتهای او درگذشت، جیمی بازداشت و محاکمه میشود. با جان در خطر دوباره، جیمی نیازمند معجزهای دیگر است که قابل سوال نباشد.